مهر دیبا...
یاد گرفته ام " دوست داشتن دلیل نمی خواهد ... "
ولی نمی دانم چرا ...
خیلی ها ...
و حتی خیلی های دیگر ...
می گویند :
" این روز ها ...
دوست داشتن دلیل می خواهد ... "
و پشت یک سلام و لبخندی ساده ...
دنبال یک سلام و لبخندی پیچیده
اما
من " سلام " می گویم ...
و " لبخند " می زنم ...
و قسم می خورم ...
و می دانم ...
" عشق " همین است ...
خدایا کفر نمی گویم...
پریشانم !
چه میخواهی تو از جانم ؟
مرا بی آنکه خود خواهم, اسیـــــــــر زندگی کردی....!
بین دستهایمان فاصله
بین خانه هایمان پر چین
و بین قلبهایمان پرتگاه ...
آن سوی پر چین:
دستی هست که میتوان فشرد
این سوی پر چین:
قلبی هست که میتوان بخشید !
پرتگاه را اگر نمی توان پر کرد,
بر آن پلی میتوان ساخت ...
زندگی شوری ست بی پایان اما کوتاه !
نمی دانم...
بایستی به آن دل بست
یا زندگی به ما دل ببندد...!
در سال 1391 خورشیدی و نوروز باستانی...
صمیمانه ترین تبریکاتم را به همه شما تقدیم میکنم.
و از خداوند بزرگ...
سربلندی برای همه ایرانیان سراسر گیتی خواستارم.
با آرزوی سالی سرشار از امید به روزهای آفتابی...
افکار زیبا ,لبهای خندان, سلام عشق, سلامت تن,
دستانی پر برکت و لحظاتی پــــر از گرمی و دوستی برایتان....
پ ن:بهار عمرتان جاوید و نوروزتان پیروز
اولین روز دبستان باز گرد
شادی آن روزهایـــم باز گـــرد.
بازگرد ای خاطــرات کودکی...
بر سوار اسبهای چوبکی !
خاطرات کودکی زیبـــاتـــرند
یادگاران کهـــن مانده تـــرند!
درسهای سال اول ســـاده بود ؛ آب را بابا به ســـارا داده بود.
مانده در گوشم صدائی چـــون تگرگ ....
خشخش جاروی مادر روی بـــرگ...
همکلاسی های مـــن، یـــادم کنیـــد!
باز هم در کوچـــه فریادم کنیــــد.
کاش هــــرگـــز زنگ تفریحی نبــــود ...
جمع بودن بود و تقریقـــی نبـــود !
ای دبستانی تـــرین احساس من :
بازگـــرد این " مشـــق ها" را خط بـــزن ........!!!!!!!
باران می خواهم...
بی هیچ تحمل!
هوا می خواهم.
بی هیچ کتمان!
در این هوای بارانی...
تورا می خواهم
بی هیچ تحمل کتمان...!!
در ساحــل قـلبــها
ایـن جــای پای مهـربانان است که می مانـد.
و گـرنـه مـوج روزگــار
هـــر رد پایـــی را پـاک میکند...!
| Design By : Night Melody |
